تبلیغات
هیئت کاراته شهرستان فردیس - كمبوجیه فرزند كورش كبیر :

كمبوجیه فرزتد ارشد كورش و كاساندان بود . وی در حیات كورش در مقام پادشاه بابل با پدرش در كار اداره ملك بابل شریك بود و تردیدی نیست كه در آخرین سفر جنگی كورش با ماساژت ها ? كمبوجیه به نیابت از پدر بر اریكه پادشاهی تكیه داده بود . وی پادشاهی سخت گیر و جدی بود . او با كارشكنان و مزدوران با خشونت رفتار میكرد تا عبرتی برای بازمادگان گردد تا مبادا خلل و فسادی در دربار ایران واقع شود . برای نمونه هنگامی كه یكی از هفت قاضی عالی ایران به فساد و رشوه ستانی متهم شد و محاكمه شدند – كمبوجیه فرمان داد تا پوست وی را بازكنند و بر مسند قضا نهند و پسرش را كه شغل پدر یافته بود حكم كرد تا برهمان مسند و بر پوست پدر نشیند و به داوری میان مردمان بپردازد .

كمبوجیه دست غارتگران و رشوه گیران را تا حدود زیادی از ایران كوتاه كرده بود . در آن هنگام بردیا برادر كوچك كمبوجیه كه نویسندگان باستان وی را ” سمردیس ” میخوانند در حیات پدر فرمانروای ولایات شرقی یعنی خوارزم و باكتریا و كرمانیا ( كرمان ) بود .كمبوجیه پادشاه جدید را همگان – ایرانیان و كشورهای همجوار ? به سرعت به رسمیت شناختند . وی برای خواباندن شورشهای اقوامی كه به تازگی تحت الحمایه پادشاه ایران قرار گرفته بودند مدت چهار سال تلاش كرد . او در سال ۵۲۹ قبل از میلاد به صورت رسمی پادشاه ممالك گوناگون ایران شد . وی پس از سامان دادن به امور داخلی و خواباندن شورشیان اقدام به جبران عمل نكوهیده مصریان نمود .

مصریان حدود ۱۲ تن از ایرانیان را در آن زمان در مصر كشته بودند و بر جنازه آنان خندیده بودند . خبر این واقعه به پادشاه رسیده بود و او كه امپراطوری بزرگ منطقه به حساب می آمد در انتظار كوچكترین خطایی از كشورهای همسایه بود تا آنان را گوشمالی دهد و درس عبرتی به آنان دهد تا كشورهای دیگر به فكر تضعیف حقوق ایرانیان نیافتند . در آن زمان ” آماسیس” پادشاه مصر دید كه طوفان كمبوجیه در راه است و پادشاه ایران قصد لشگر كشی به مصر را كرده است . سقوط لیدی و بابل توسط امپراطوری ایران او را نگران كرده بود . به همین خاطر تلاش برای مقابله را آغاز كرد . پادشاه مصر كه در آن زمان با شورشهای داخلی و نارضایتی مردم روبرو بود نتوانست كه همه هم و غم خود را معطوف ایران كند . به همین دلیل با جزایر یونانی و بویژه “پولوكراتس” جبار جزیره “ساموس” متحد و پیمان همكاری بست . كموجیه راه مصر را آغاز كرد . او در مراحل نخستین راه – به غزه رسید . در آنجا “فاتس” پادشاه “هالیكارناسوس” به لشگر ایران پیوست . وی با كموبچیه پیمان بست كه تمام آب و شترهای ارتش ایران را مهیا سازند . كمبوجیه به راحتی از بیابانهای كه از فلسطین تا مصر ادامه داشت عبور كرد .

سپاهیان مصر در سال ۵۲۵ قبل از میلاد در نبردی در نزدیكی “پلوزیوم” شكست خوردند و بجای دفاع فرار نمودند . سپس كمبوجیه با لشگرش از دروازه های “ممفیس” عبور كرد و مصر را به تصرف در آورد . در آن هنگام عده ای از ارتش ایران دست به نابودی شهر و معابد مصریان زدند كه كمبوجیه به سرعت مانع آنان گشت و دستور بازسازی همه ویرانیها و معابد را صادر نمود . بعد از آن كمبوجیه در سال ۵۲۴ قبل از میلاد پنجاه هزار تن از سپاه خود را راهی “واحه آمون” كرد كه با اندوه فراوان در میان راه سیاهیانش ( شاید به علت طوفان شن در تبس ) گم شدند و هرگز اثری از آنان یافت نشد . كه بعدها “واحه آمون” به زیر مرزهای ایران در آمد . كمبوجیه در سال ۵۲۲ قبل از میلاد مصر را ترك گفت كه در راه بازگشت به وطن خبر دادن فردی مغ به نام” گئومات” دعوی پادشاهی ایران كرده است و خود را بردیا فرزند كورش نامیده است . “گئومات” یا بردیای دروغین آتشكده های ایرانیان را ویران نمود و دست به كشتار فجیحی زد كه با شندین این اخبار كمبوجیه به گفته بعضی مورخین یا خودكشی كرده است یا وی را كشته اند .




طبقه بندی: علمی،
برچسب ها: کمبوجیه، تاریخ ایران،

تاریخ : جمعه بیست و چهارم دیماه سال 1389 | 18:40 | نویسنده : mehdi rahmani | نظرات